Текст песни
دیگر افسانه عشق تو به گوش من نمی خورد. دیگر آن خنده های تو به دل شادی نمی آورد. دیگر حرف دروغ تو را نمی خواهم، نمی خواهم. نگاه بی فروغ تو را نمی خواهم، نمی خواهم. دیگر از عشق جانگاهت چو خار و خس نمی سوزم. دلم را با خیال تو بیدانزیم پس نمی دوزم. دیگر ای مرغ هربا، مه نیا بر سوی بوم من. دیگر از دفتر عشق تو مجو تو شعر و نام من. دیگر از سوزش قلبم به تو شعری نمی گویم. دیگر گل های روی تو را نمی چینم، نمی بویم. دیگر من نیستم عاشق به چشم و رو و میجگانت. دیگر شعری نمی بخشم به موهای پریشانت. دیگر من یاری خواهم نه که سوزم از تب عشق. نمی خوانم دیگر درسی من از آن مکتب عشق. دیگر با من مکن یاری. آلوه ای رفته از خاطر. نمی دانستی در غدر تو قدر عشق این شاعر. نمی دانستی در غدر تو قدر عشق این شاعر.
Ибодуллои Мафтун — Афсонаи ишкат
«Афсонаи ишкат» — Ибодуллои Мафтун. Читайте текст песни и подпевайте с караоке-подсветкой: строки текста подсвечиваются в такт музыке. Слушайте онлайн бесплатно или скачайте mp3. Длительность записи — 1:38. Жанр — Поп.
